الا ترنم بهاری خدا کند که بیایی
الا ترنم بهاری خدا کند که بیایی...

می خواهم روحم را آزاد کنم تا بتواند از تمامی عطایای یک روح لذت ببرد. هنگامی که چنین چیزی ممکن باشد، سعی نمی کنم پستی وبلندی های ماه را بشناسم، و یا پرتوهای خورشید را تا سرچشمه شان پی بگیرم. نمی کوشم زیبایی یک ستاره، یا انزوای تصنعی یک انسان را درک کنم.
آن گاه که رهایی روحم را بیاموزم، از سپیده دم پیروی می کنم و در طول زمان، با او باز می گردم.
آن گاه که رها کردن روحم را بیاموزم، در جریان های مغناطیسی ای غوطه ور خواهم شد، که به درون اقیانوسی جاری اند که در آن، تمامی آب ها گرد می آیند تا روح جهان را تشکیل دهند.
""" آن گاه که رها کردن روحم را بیاموزم، می کوشم برگ شکوهمند آفرینش از آغاز بخوانم..."""
الن مییلر
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 17:7 توسط habib
|